الشيخ محمد تقي بهجت

174

جامع المسائل ( فارسي )

مرض موت است مىباشد به خلاف سائر روايات موافقه با آنها ، و روايت سرايت از اين جهت اطلاق دارد به اطلاق قوى به سبب تعليل ، چنانچه روايت « قرب الاسناد » كه در آن مذكور است صحّت معتِق و امر به استسعاء براى نصف غير معتق شده است . پس بعد از ادراج روايت استسعاء در مشترك در روايات سرايت كه اشاره به آنها شد ، شهرت روايتيّه در روايات سرايت است ؛ و به اشهريت به حسب روايت و به شهرت فتوائيّه ترجيح داده مىشود بر روايت عدم سرايت كه فقط روايت « ابن سنان » از آنها موصوف به صحّت و تمام الدلاله است ؛ و همچنين صحيح « ابن مسكان » « 1 » ص 242 حديث 143 « تهذيب » كه تقريباً شارح صحيح حلبى « 2 » است 6 / 44 . ترجيح روايات سرايت بنا بر تكافؤ و بر تقدير تكافؤ روايتين از حيث شهرت روايتيّه پس شهرت فتوائيّه مرجّح روايات سرايت است ، اثبات حجّيّت بعض روايات سرايت به شهرت فتوائيّه و ترجيح بر معارض به اشهريت در فتوى با اختلاف به اصل اشتهار و مرتبه آن كه اشهريت در ترجيح كافى است منافات ندارند . مقتضاى اجماع در مقام بلكه ممكن است بگوئيم با تحقّق اجماع جاى توقّف و ارتياب نيست ، زيرا مراد از اجماع مرجّح آن است كه مستثنى است از آن روات روايت مخالفه چه واحد باشد و چه متعدّد ، بعد از توصيف معارض به مجمعٌ عليه كه بر ثبوت واقعى آن اتفاق باشد ( و با اين تقريب تعليل در اخبار علاجيّه مفيد مرجّحيّت شهرت است ، نه آن كه در مقام تمييز حجت از لا حجّت باشد ) ، و خلاف محكىّ از ابن طاوس قدس سره ، مدفوع به سبق اجماع است كه اعتبار با آن به اتفاق فرضى لاحق فضلًا عن مخالف نيست .

--> « 1 » الوسائل 16 ، أبواب كتاب العتق ، الباب 44 ، ح 1 « 2 » الوسائل 16 ، أبواب كتاب العتق ، الباب 44 ، ح 1